ملکه شدن
مترادفها
پادشاه شدن، سلطنت یافتن، نهادینه شدن
متضادها
خدمت کردن، بندگی کردن
فرهنگ معین
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) بسیار خوب و دقیق در یاد و حافظه ماندن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) راسخ شدن صفتی در نفس: [ ملکه شدن آن حالت باطن را بر وجهی که زوال نپذیرد. ] ( اوصاف الاشراف. ۱٠ )
ویکی واژه
بسیار خوب و دقیق در یاد و حافظه ماندن.
جمله سازی با ملکه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عهد عتیق از کتابهای مقدس یهودیان است. کتاب استر پنجمین بخش از تنخ یا همان عهد عتیق است. کتاب استر به ملکه شدن دختری یهودی به نام استر میپردازد. همانا استر همسر یهودی اخشورش، پادشاه پارس است و بسیاری اخشورش را همان خشایارشا میدانند. استر جایگزین ملکه وَشتی شده است تا یهودیان در ایران را از برنامههای هامان برهاند. هامان وزیر اخشورش فرمان کشتار یهودیان را داده است و استر میکوشد تا از کشتار یهودیان پیشگیری کند. تلاش او با شکستن فرمان کشتار یهودیان به بار مینشیند. همچنینهامان به دار آویخته میشود (هر ساله جشن پوریم به یادآوری این رهایی برگزار میشود).