ملفق

لغت نامه دهخدا

ملفق. [ م ُ ل َف ْ ف َ ] ( ع ص ) سخن دروغ آراسته و مزخرف. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برساخته. بساخته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ملفقة شود.

فرهنگ معین

(مُ لَ فَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) متشکل، مرکب.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - بهم جفت کرده ۲ - دو پارچه بهم دوخته. ۳ - سخن با دروغ آراسته. ۴ - تشکیل شده مشکل مرکب.

ویکی واژه

متشکل، مرکب.

جمله سازی با ملفق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولی زیمن دعای حسین سبط حسن را نگشت جامه منصوری از هراس ملفق

💡 ملفق است بهم نیش و انگبین چه عجب خطی سیه گر از آنسکان انگبین خیزد

💡 از آن نور و ظلمات با هم ملفق در آن مشک و کافور با هم مخمر

💡 بگفتا یکی چامه خواهم ملفق به وصف زمستان و تعریف صاحب

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز