مقدم داشتن
مترادفها
مقدم کردن، پیشگذاشتن
متضادها
مؤخر داشتن، عقب انداختن
فرهنگ معین
( ~. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ترجیح دادن، برگزیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پیش انداختن کسی یا چیزی را جلو انداختن: [ اگر وتد را بر سبب مقدم داری فعولن آید. ] ( المعجم. چا. دانشگاه.۳۷ )
ویکی واژه
ترجیح دادن، برگزیدن.
جمله سازی با مقدم داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لیک موسی را مقدم داشتند ساحران او را مکرم داشتند
💡 در سلسله مراتب اداری، همیشه باید احترام لازم را برای مدیران ارشد قائل شد و حقوق آنها را بر دیگران مقدم داشتن و رعایت کرد.
💡 او همیشه سعی میکرد منافع خانواده خود را بر تمام مسائل دیگر در زندگی مقدم داشتن و تمام تلاشش را برای خوشبختی آنها به کار بگیرد.
💡 در بحثهای فلسفی، رعایت منطق و استدلال صحیح را بر احساسات شخصی مقدم داشتن، اولین گامی است که هر پژوهشگر باید در مسیر تحقیق بردارد.