فرهنگ معین
(مَ یّ ) [ ع. ] (اِمف. ) نافرمانی شده.
(مَ یّ ) [ ع. ] (اِمف. ) نافرمانی شده.
نافرمانی شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین فخر رازی میگوید کلمه زکات در قرآن برای عمل واجب به کار میروداما عمل علی نمیتواند ادای زکات واجب باشد، زیرا در آن صورت باید قائل شویم که او ادای زکات را تا آن وقت به تأخیر انداختهاست و این یعنی معصیت.
💡 چندان به دوش خویش بکش بار معصیت کز موقف حساب الهی توان گذشت
💡 راه حق از معصیت گردد خراب من زجور تو دلی دارم کباب
💡 راست نگردد دروغ و زرق به چاره معصیتت را بدین دروغ میاچار
💡 و خداوند گفت: ای آدم جزاء هر گناه را همان یک معصیت مینویسم و پاداش هر عمل نیکو را از ده تا هفتصد برابر.