معتذر
مترادفها
پوزشخواه، عذرخواه
لغت نامه دهخدا
معتذر. [ م ُ ت َ ذِ ] ( ع ص ) عذرخواهنده. ( آنندراج ). آنکه خود را معاف می دارد و پوزش می خواهد.( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پوزش خواه صاحب عذر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به اعتذار شود. || شکایت کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اعتذار شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ ذِ ) [ ع. ] (اِفا. ) عذر آورنده.
فرهنگ عمید
کسی که عذر بیاورد، عذرآورنده، عذرخواهنده.
فرهنگ فارسی
عذر آورنده، عذرخواهنده، کسی که عذربیاورد
( اسم ) عذر آورنده پوزش خواه جمع: معتذرین.
جمله سازی با معتذر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاج رنج خود اکنون جز این نمی دانم که معتذر ز گناهان و معترف به قصور
💡 شاه را انکار بود و فتح لابه می فزود تا رسید از شهر فوجی از ثقات معتذر