معاود. [ م ُ وِ ] ( ع ص ) آن که پیوسته بر کاری باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ماهر در عمل خویش. ( از اقرب الموارد ). || خوی گر به چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مواظب. ( اقرب الموارد ). || دلاور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شجاع و دلاور. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بازگشت کننده به کار نخستین. برگردنده. مراجعت کننده. و رجوع به معاودة و معاودت شود.
۱. مواظب.
۲. ماهر در کار خود.
آنکه پیوسته بر کاری باشد ماهر در عمل خویش.
مواظب.
ماهر در کار خود.
معاود به معنی بازگشته که جمع آن به معاودین معروف شده است. ایرانیانی بودند ساکن عراق، به ویژه در کربلا که در سال ۱۳۵۰ خورشیدی و در زمان ریاست جمهوری احمد حسن البکر، رژیم بعث عراق و به دلیل اختلافات سیاسی با حکومت پهلوی دوم که با عدم تمدید اقامت آنان و فشار حکومت بعث به میهن اصلی خود، ایران بازگشتند.
مواظب.
ماهر در کار خود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما فرق میان تجلی روحانی و تجلی ربانی: اول آن است که تجلی روحانی و صمت حدوث دارد آن را قوت افنا نباشد اگر چه در وقت ظهور ازالت صفات بشری کند اما افنا نتواند کرد چون تجلی در حجاب شد صفات بشری معاودت کند «عاد المیشوم الی طبعه»
💡 چهار استانی که عربهای ایران بیشترین حضور را در آنها دارند: خوزستان، هرمزگان و بوشهر و ایلام هستند. البته در استان قم جمعیت قابل توجهی از عربهای عراقی و نیز معاودین سکونت دارند
💡 جنید گوید توبه را سه معنی بود اوّل ندامت و دیگر عزم بر ترک معاودت و سه دیگر خویشتن پاک کردن از مظالم و خصومت.
💡 جمعیتی از اتباع کشور عراق که ایرانیتبار هستند و به معاودین معروف هستند در منطقه دولتآباد تهران زندگی میکنند.
💡 استاد امام گوید رَحِمَهُ اللّهُ از استاد ابوعلی چندبار بدفعات طلب رخصتی جستم در سماع چیزی جواب داد که آن جواب اشارتی بود بر ترک آن پس از آنک در آن معاودتی کرده آمد گفت پیران گفته اند هرچه دل تو با خدای جمع کند باکی نیست بدان.
💡 و گفت: پیوسته اهل دل به خاموشی معاودت میکنند تا وقتیکه دلهای ایشان در نطق آید پس از آن بر زبان سرایت کند.