لغت نامه دهخدا
معاتبه. [ م ُت َ ب َ / ت ِ ب ِ ] ( از ع، اِمص ) خشم گرفتن. عتاب کردن. ملامت کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معاتبة و معاتبت شود.
معاتبه. [ م ُت َ ب َ / ت ِ ب ِ ] ( از ع، اِمص ) خشم گرفتن. عتاب کردن. ملامت کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معاتبة و معاتبت شود.
(مُ تَ بَ یا تِ بِ ) [ ع. معاتبة ] (مص م. ) سرزنش کردن، پرخاش کردن.
۱. به یکدیگر عتاب کردن.
۲. به کسی خشم گرفتن و او را سرزنش کردن.
۳. درشت گویی.
به یکدیگرعتاب کردن، به کسی خشم گرفتن واوراسرزنش کردن، درشت گویی
۱ - ( مصدر ) عتاب کردن یکدیگر سرزنش کردن هم. ۲ - ( اسم ) عتاب سرزنش.
معاتبة
سرزنش کردن، پرخاش کردن.
💡 مقام ششم (در معاتبه نفس و توبیخ وی)