مضمضه

لغت نامه دهخدا

( مضمضة ) مضمضة. [ م َ م َ ض َ ] ( ع مص ) آب در دهان جنبانیدن. شستن دهان را به آب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). جنبانیدن آب در جمله دهان. ( تاج المصادر بیهقی ). آب در دهان جنبانیدن. ( آنندراج ). آب در دهان جنبانیدن و شستن دهان را به آب. شستشوی دهان با آب و مانند آن. ( ناظم الاطباء ). گردانیدن آب در دهان و شست و شوی آن را. گردانیدن آبی یا مایعی دیگر در دهان برای شست و شوی دهان و دندانها. گردانیدن آب در دهان بی فرو بردن. گردانیدن آب خارجی دردهان. غرغره کردن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || شستن آوند و جز آن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شستن ظرف و جز آن را. ( ناظم الاطباء ). || ما مضمضت عینی بنوم؛ ای ما نمت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )؛ یعنی نخوابیدم. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مَ مَ ض ) [ ع. مضمضة ] (مص م. ) شستشوی دهان با آب و مانند آن.

فرهنگ عمید

آب در دهان گرداندن، شستن دهان با آب.

فرهنگ فارسی

آب دردهان گرداندن وشستن دهان با آب
۱- ( مصدر ) گردانیدن آب در دهان وشستن دهان با آن. ۲ - ( اسم ) شستشوی دهان بوسیل. گردش آب در دهان. توضیح نوشتن کلمه بدین معنی بصورت مزمزه نادرست است.

ویکی واژه

مضمضة
شستشوی دهان با آب و مانند آن.

جمله سازی با مضمضه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وز آب به بینی زدن و مضمضهٔ او گر می‌بدهم شرح دراز آید دفتر

💡 چو آب مضمضه را کرد از دهان جاری نمود آب سرایت ببوته خاری

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز