مضغ. [ م َ ] ( ع مص ) خائیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). جویدن. جائیدن. خائیدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مضغ. [ م ُ ض َ ] ( ع اِ ) ج ِ مُضغَة. ( دهار ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
مضغ. [ م ُ ض َ / م ُض ْ ض َ ] ( ع اِ ) مضغ الامور؛ کارهای خرد و حقیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ) ( از اقرب الموارد ).
جویدن و نرم کردن غذا در دهان، خاییدن.
جویدن ونرم کردن غذادردهان، خاییدن
( مصدر ) آسیا کردن غذا در زیر دندان جویدن خاییدن.
خائیدن جویدن
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۳(بار)
جویدن. «مَضَغَ الطَّعامَ مَضْغاً: لابِسَنِّهِ»... مُضْغَة فقط سه بار در قرآن مجید آمده است و آن حالت جنین است بعد از علقه بودن. مُضْغَة چنانکه اهل لغت گفتهاند تکّه گوشتی است به اندازه یکدفعه جویدن. آیا جنین را در آن حالت مضغه گفته چون یک تکّه گوشت و به قدر یک جویدن است؟ والله العالم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگر نه رجس و پلیدست نطفه در اصلاب مگر نه زشت و کثیفست مضغه در ارحام
💡 یقوله صلّی اللَّه علیه و سلّم: «انّ فی جسد ابن آدم لمضغة اذا صلحت صلح لها سائر الجسد»
💡 بهر رویت تبارک الله خواند نطفه در صلب و مضغه در ارحام
💡 ورم ز خوان خسان لقمهیی به چنگ افتاد بهگاه مضغ اطاعت نکرد دندانم
💡 سنگ در اجزای کان زرد شد آنگاه لعل نطفه در ارحام خلق مضغه شد آنگه جنین