این واژه در زبان فارسی به چیزی گفته میشود که درباره آن اطمینان وجود ندارد و احتمال درست یا نادرست بودنش مطرح است. این کلمه از ریشه «شک» گرفته شده و نشاندهنده حالتی است که انسان نسبت به یک موضوع دچار تردید میشود. وقتی میگوییم چیزی مشکوک است یعنی نشانههایی وجود دارد که باعث بیاعتمادی یا احتیاط در قضاوت میشود. مشکوک بودن معمولاً به رفتار، گفتار یا موقعیتی نسبت داده میشود که طبیعی و قابلقبول به نظر نمیرسد. برای مثال اگر کسی رفتاری غیرعادی داشته باشد ممکن است دیگران او را فردی مشکوک بدانند. این واژه بیشتر بار معنایی منفی دارد و نشاندهنده احتمال وجود خطا، پنهانکاری یا خطر است. البته مشکوک بودن به معنی قطعی بودن اشتباه یا جرم نیست بلکه فقط بیانگر وجود تردید و نیاز به بررسی بیشتر است. این ویژگی میتواند از بروز اشتباه جلوگیری کند و انسان را به تحقیق و بررسی بیشتر وادار کند.
مشکوک
لغت نامه دهخدا
مشکوک. [ م َ ] ( ع ص ) گمان کرده شده در کار. ( آنندراج ). گمان کرده شده و مبهم. و در گمان و محتمل و غیریقین و غیرمعلوم و غیرمحقق و شبهه دارو احتمالی. ( ناظم الاطباء ). چیزی که درباره آن شک کنند. گمان کرده شده. چون لفظ شک مصدر لازم است باید اسم مفعولش با حرف جر «مشکوک فیه » آید، اما در فارسی بدون حرف جر هم استعمال شود. ( از فرهنگ نظام ). در تداول فارسی گاهی بجای «شاک » ( اسم فاعل ) استعمال گردد.
- مشکوک بودن؛ در گمان بودن. ( ناظم الاطباء ).
- مشکوک شدن؛ در گمان شدن و شک کردن و شبهه کردن. ( ناظم الاطباء ).
- مشکوک ٌفیه؛ که در آن تردید راه یافته است. که یقین در آن نیست. دارای شبهه و گمان: بعضی احادیث نبوی را به واسطه اختلاف حال راویان، مشکوک فیه میدانند.
|| نیزه زده شده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) آنچه مورد شک باشد، نامعلوم.
فرهنگ عمید
آن که یا آنچه در مورد آن به گمان بیفتند، مبهم، چیزی که دربارۀ آن شک پیدا شده، آنچه مورد شک باشد.
فرهنگ فارسی
گمان کرده شده ومبهم، چیزی که درباره آن شک پیداشده، آنچه موردشک باشد
( اسم ) چیزی که دربار. آن شک کنند گمان کرده شده. توضیح ۱ - چون لفظ شک مصدر لازم است باید اسم مفعولش با حرف جر ( مشکوک فیه ) آید اماد در فارسی بدون حرف جرهم استعمال شود. توضیح ۲ در تداول فارسی گاه بخطا بجای شاک استعمال گردد: من به این مرد مشکوکم.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] مشکوک، مکلف به یا تکلیف متعلق شک است.
مشکوک، در اصطلاح اصولی، یعنی آن چه که شک اصولی (شک و ظن غیر معتبر) به آن تعلق گرفته است. به طور کلی، در بحث اصول عملی، برای مشکوک تقسیماتی آورده شده است؛ در یک نگاه، مشکوک، یا اصل تکلیف است یا مکلف به، و در نگاه دیگر، مشکوک، حکم کلی، یا حکم جزئی و یا مصداق خارجی است.از هر یک از این اقسام، در اصول، با عنوان شک در تکلیف، شک در مکلف به و یا شبهه حکمی، شبهه موضوعی و شبهه مصداقی، بحث می شود.
ویکی واژه
titubante
sospettoso
آنچه مورد شک باشد، نامعلوم.
جمله سازی با مشکوک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این زمان منطویست این طومار نیست مشکوک بر اولی الابصار
💡 بچهای زاده بود از آهو و گرگ گشته مشکوک پیش خرد و بزرگ
💡 کند قمر به رخت سجده؟ این بود معلوم رسد به نور رخت زهره؟ این بود مشکوک