مشحون

لغت نامه دهخدا

مشحون. [ م َ ] ( ع ص ) پرکرده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). پرشده. انباشته شده. بارشده. ممتلی. ( از ناظم الاطباء ). آکنده و بر سرآمده. پر. مملو: وآیة لهم انا حملنا ذریتهم فی الفلک المشحون. ( قرآن 41/36 ). یافت محلت و سرای خویش را مشحون به بزرگان وافاضل حضرت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب 32 ). همه خراسان مشحون باشد به بزرگان و حشم. ( تاریخ بیهقی ص 512 ).
این راز را درست کسی داند
کش دل به علم دعوت مشحون است.ناصرخسرو.پس نوشته های برادران بخواست و... داد مشحون به کید حساد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 96 ). و لشکری مشحون به رایات حمات و ابطال کمات. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 285 ). و واصف دو صحیفه بردست کرام الکاتبین یکی مشحون از ذکر جمیل او... ( ترجمه تاریخ یمینی ص 448 ).

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) پر شده، انباشته شده، آکنده.

فرهنگ عمید

پرشده، مملو، انباشته شده.

فرهنگ فارسی

پرشده، مملو، انباشته شده
( اسم ) پرشده انباشته مملو آکنده:... در آن نزدیکی کشتیی مشحون به انواع نفایس به کران آب رسیده بود.

ویکی واژه

پر شده، انباشته شده، آکنده.

جمله سازی با مشحون

💡 آستین عهد مشحون از منقش کار و بار تا چو بینی بخت خسرو برفشانی آستین

💡 ای‌کیسهٔ‌کانها زکف جود تو خالی وی‌کاسهٔ جانها ز می مهر تو مشحون

💡 جوی همچون نهر فرهاد است سرشار از لبن باغ همچون تخت پرویز است مشحون از نگار

💡 من آنکسم که به مدح تو می‌کنم مشحون جریده‌های سیاه و سپید لیل و نهار

💡 ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن تیرگیها را ازین اقلیم بیرون داشتن

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز