مستندات به هر نوع سند یا رسانهای اطلاق میشود که اطلاعاتی را به شکلهای مختلف ثبت و نگهداری میکند. این اطلاعات میتوانند شامل متن، تصویر، صدا یا دادههای دیجیتالی باشند. مستندات میتوانند در قالب فیزیکی مانند کتابها، مجلات و قراردادهای کاغذی وجود داشته باشند یا به صورت دیجیتال مثل فایلهای ورد، پیدیاف، ایمیلها، ویدیوها و پایگاههای داده ارائه شوند. استفاده از مستندات در زندگی روزمره و حرفهای بسیار مهم است، زیرا آنها ابزاری برای نگهداری و انتقال اطلاعات به شمار میروند و به ما کمک میکنند تا دانش و تجربیات خود را به راحتی به اشتراک بگذاریم. از این رو، مستندات نه تنها نقش اساسی در سازماندهی اطلاعات دارند، بلکه به حفظ تاریخ و فرهنگ نیز کمک میکنند.
مستند
لغت نامه دهخدا
مستند. [ م ُ ت َ ن ِ ] ( ع ص ) پناه برنده و التجاجوینده. ( از اقرب الموارد ). پناه جوینده. ( غیاث ). || پشت به چیزی دهنده. ( غیاث ). تکیه کننده. رجوع به استناد شود.
مستند. [ م ُ ت َ ن َ ] ( ع ص، اِ ) کسی که پناه به او برده شود. ( غیاث ). || تکیه کرده شده:
اصبعت در سیر پیدا می کند
که نظر بر حرف داری مستند.مولوی ( مثنوی ).|| تکیه و محل تکیه و پشتی. ( ناظم الاطباء ). تکیه گاه. معتمد. سند. رجوع به استناد شود. || سند حدیث. ( از اقرب الموارد ) ( از تعریفات جرجانی ). رجوع به سند شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ نَ ) [ ع. ] (اِمف. ) دلیل، مدرک، چیزی که به آن استناد کنند، دارای سند.
(مُ تَ نِ ) [ ع. ] (اِفا. ) استنادکننده. ج. مستندین.
فرهنگ عمید
۱. دارای دلیل و مدرک، مبتنی بر سند.
۲. ویژگی فیلمی که رخدادهای آن واقعی است.
۳. (اسم ) گفته یا نوشتۀ همراه با سند و مدرک.
۴. (اسم ) مورد اطمینان.
فرهنگ فارسی
چیزی که به آن استنادکنند، دلیل ومدرک
( اسم ) استنادکننده جمع: مستندین.
پناه برنده و التجا جوینده
دانشنامه آزاد فارسی
مُستند (documentary)
فیلمی (و گاه نمایشی) که بااستفاده از اسنادی مانند روزنامه ها و مدارک بایگانی، و یا با فیلم برداریِ مستقیم از وقایع جاری ساخته می شود.
ویکی واژه
دلیل، مدرک، چیزی که به آن استناد کنند، دارای سند.
استنادکننده.
مستندین.
جمله سازی با مستند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا بود مستند به حق زان رو که برآید به صورت من و تو
💡 عاشقان حرم از جام ندا سر مستند مطربا این غزل از پرده عشاق نواز
💡 نه تنها قاسمی مست از می اوست که از جامات او مستند ذرات