مستسعد

لغت نامه دهخدا

مستسعد. [ م ُ ت َ ع ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استسعاد. نیک بختی و سعادت جوینده. ( غیاث ) ( آنندراج ):
که مستوجب فرقتت شد سه ماه این
که مستسعد وصلتت شد سه ماه آن.انوری.|| سعد و خوش یمن یابنده کسی را. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به استسعاد شود.
مستسعد. [ م ُ ت َ ع َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استسعاد. نیک بخت و مبارک و میمون و کامران. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بهره مند. رجوع به استسعاد شود: قیاصره روم به شرف ادراک خدمتش اگر مستسعد گشتندی... ( جهانگشای جوینی ).
گر کسی می گفتشان کاین سو دوید
تا از این اشجار مستسعد شوید.مولوی ( مثنوی ).

فرهنگ معین

(مُ تَ ع ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - نیک بختی جوینده، سعادت خواهنده. ۲ - کسی که چیزی را به فال نیک گیرد.

فرهنگ عمید

۱. کسی که چیزی را به فال نیک بگیرد.
۲. آن که به دنبال سعادت است، سعادت جوینده.
نیک بخت، سعادتمند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نیک بختی جوینده سعادت خواهنده: و مستسعدان حصول معرفت را از تیه حیرت و بیدای جهالت بمرتع عرفان و ما من ایمان او راه نمود. ۲- کسی که چیزی را بفال نیک گیرد.

جمله سازی با مستسعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه تا غایت بنیل بندگیت بنده مستسعد نشد در هیچ باب

💡 که مستوجب فرقتت شد سه ماه این که مستسعد خدمتت شد سه ماه آن

💡 گر کسی می‌گفتشان کین سو روید تا ازین اشجار مستسعد شوید

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز