مسترضع
لغت نامه دهخدا
مسترضع. [ م ُ ت َ ض ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استرضاع. شیرده خواهنده. ( منتهی الارب ). رضیعه و دایه خواهنده. ( اقرب الموارد ). || شیرخواره. شیرخورنده:
ما به بحر نور خود راجع شدیم
وز رضاع اصل مسترضع شدیم.مولوی ( مثنوی ).و رجوع به استرضاع شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ ض ) [ ع. ] (اِفا. ) شیرخوار.
فرهنگ عمید
شیرخوار.
جمله سازی با مسترضع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما به بحر تو ز خود راجع شدیم وز رضاع اصل مسترضع شدیم