مستدیر. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استدارة. گردنده. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). دور زننده. || هر چه گرد باشد و مدور. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). مدور. دایره ای. گرد:
گردنده و رونده به فرمان حکم اوست
گردون مستدیر و مه و مهر مستنیر.سوزنی.هر جسم حرکت کند حرکتی مستقیم یا حرکتی مستدیر... ( مصنفات بابا افضل ص 396 ج 2 ). و رجوع به استدارة شود.
(مُ تَ ) [ ع. ] (اِفا. ) هرچیز گرد و دایره مانند.
گرد و دایره مانند، مدور.
دورزننده، احاطه کننده، هرچیزگردودائره مانند
۱ - (اسم ) دورزننده دورگرداننده. ۲ - ( صفت ) مدور دایره ای گرد: هرجسم حرکت کند حرکتی مستقیم یا حرکتی مستدیر...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای دایرهٔ نجات ز جود تو مستدیر وی مرکز حیات ز عون تو مستدار
💡 پشت خم تیغ تو اندر کله بد اختران راست مانند هلال اندر سپهر مستدیر
💡 چون موی ابروی را وهمش هلال بیند بر چشمش آفتابت کی مستدیر باشد
💡 چون پدید آمد ز زیر هفت چرخ مستدیر طلعت سلطان زرین تاج زنگاری سریر
💡 عکسی است پیش رای تو این مهر مستنیر خشتی است نزد کاخ وی این چرخ مستدیر
💡 نه آسمان بهیکل پرگار مستدیر بر دور اینحرم که چنو نقطه پا بجاست