مرمرین
مترادفها
مرمرگونه
لغت نامه دهخدا
مرمرین. [ م َ م َ ] ( ص نسبی ) مرمری. منسوب به مرمر. چون مرمر. سخت سپید و درخشان:
یکی چون زمردین بیرم، دوم چون بسدین مجمر
سیم چون مرمرین افسر، چهارم عنبرین مدری.منوچهری.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به مرمر.
فرهنگ اسم ها
اسم: مرمرین (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: marmarin) (فارسی: مَرمَرين) (انگلیسی: marmarin)
معنی: مرمری، ساخته شده از مرمر، ( مرمر، ین ( نسبت ) )، ( = مرمری )، ساخته شده از مرمر یا از جنس مرمر
جمله سازی با مرمرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به نارنگیها و نامهایی بر لوح مرمرین اشاره کرد.
💡 در زمان حکومت آگوستوس، رم از شهری خشتی به شهری مرمرین تبدیل شد و خیلی زود سراسر امپراتوری، از آن شهر تقلید کرد. بناهایهای باشکوه از جمله آرامگاه زیبای او، دیگران را به تحسین و شگفتی وامیداشت.