فرهنگ معین
(مُ غ. سَ حَ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) بلبل، هزاردستان.
(مُ غ. سَ حَ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) بلبل، هزاردستان.
تصنیفی مشهور، سرودۀ ملک الشعرا محمدتقی بهار که آهنگ آن از مرتضی نی داود، در دستگاه ماهور است. بهار آن را پس از سقوط سلسلۀ قاجار و روی کار آمدن پهلوی سروده است. نخستین بار با صدای ملوک ضرّابی (۱۳۰۶ش) و سپس با صدای قمرملوک وزیری اجرا شد. خوانندگان متعددی آن را اجرا کرده اند. مضمون سیاسی - اجتماعی مرغ سحر موجب ماندگاری آن شده است. مطلع تصنیف چنین است: مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن/ز آه شرربار این قفس را برشکُن و زیر و زبر کن.
بلبل، هزاردستان.
💡 تو گل از مرغ سحرگاه گرفتارتری دم نزد صبح حریفان که نشد دام صبوح
💡 ای مرغ سحر چند کنی ناله و زاری از درد که می نالی و اندوه که داری
💡 من و شکستن افغان به سینه در شب غم به نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا
💡 بس که مرغ سحر از عشق غزل می خواند در چمن سرو سهی رقص کند صوفی وار
💡 اگر وقت سحر در ناله ی هر کس اثر باشد نباید آرزویی در دل مرغ سحر باشد
💡 رسم بیداری شب شیوهٔ افغان سحر ز سگان تو و مرغ سحر آموختهام