واژهی «مراقی» جمع مرقاه یا مرقات به شمار میآید و معنای اصلی آن مدارج، درجات یا پلهها و نردبانها است. در متون قدیمی، مراقی به عنوان ابزاری برای بالا رفتن یا ترقی کردن به کار رفته است، مانند نردبان، پله یا هر وسیلهای که برای رسیدن به ارتفاع استفاده شود. این واژه علاوه بر معنای فیزیکی، در زمینه استعاری و معنوی نیز استفاده شده و نشاندهنده پلهها یا مدارج ترقی و پیشرفت فرد یا مقام است. واژه مراقی در ادبیات عرفانی و ادبیات تاریخی گاهی برای بیان پلههای صعود معنوی یا درجات عالی انسانی نیز به کار رفته است. به طور خلاصه، «مراقی» به معنای پلهها، نردبانها یا درجاتی است که با آن بالا میروند و هم کاربرد فیزیکی و هم استعاری در متون فارسی دارد.
مراقی
لغت نامه دهخدا
مراقی. [ م َ ] ( ع اِ ) مدارج. نردبامها. ج ِ مرقات. رجوع به مرقاة و مرقات شود: پادشاه از راه یسار عزم ذروه اعلی کرد ومطالعه مداخل و مخارج و مشاهده مراقی و معارج آن واجب فرمود. ( جهانگشای جوینی ). عقاب را در مراقی آن عقاب بال گسسته گشتی. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 338 ).
مراقی. [ م ُ / م ُ قی ی ] ( ص نسبی ) منسوب است به مراقیة که از بلاد الموت می باشد. ( از الانساب سمعانی ).
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مرقاة. هر ابزاری که با آن بالا روند مانند: نردبان، پله.
فرهنگ عمید
= مرقات
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مرقی مرقاه ( مرقات ) درجه ها: و اقدام هممش در مراقی علو... در ترقی.
ویکی واژه
جِ مرقاة. هر ابزاری که با آن بالا روند مانند: نردبان، پله.
جمله سازی با مراقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فمالی لم اطا سبع الطباقی و لم اصعد علی اعلی المراقی