تعریف:
مرادف واژهای است که معنای مشابه یا نزدیک به واژهای دیگر دارد. به عبارت دیگر، به کلماتی گفته میشود که در یک یا چند زمینه معنایی، بهجای یکدیگر قابل استفاده هستند.
معانی مختلف:
مترادف: به معنای هممعنی، یعنی کلماتی که معانی یکسان یا نزدیک به هم دارند. به عنوان مثال، زیبا و خوشگل مرادف یکدیگر هستند.
مانند هم و یکسان: آنها در مفهوم و کاربرد به یکدیگر نزدیک هستند و میتوانند در جملات مشابه به کار روند.
همردیف: به گروهی از واژهها یا عبارات گفته میشود که از نظر معنایی یا ساختاری مشابه هستند و میتوانند در یک زمینه خاص بهطور همزمان مورد استفاده قرار گیرند.
انواع:
مرادفهای کامل: کلماتی که بهطور کامل جایگزین یکدیگر میشوند و هیچ تفاوت معنایی ندارند. مثلاً پدر و بابا.
مرادفهای نسبی: کلماتی که در برخی زمینهها مشابه هستند، اما ممکن است در دیگر زمینهها تفاوتهایی داشته باشند. مثلاً سریع و تند.
کاربردها:
زبانآموزی: شناخت آنها به یادگیری زبان کمک میکند و دایره لغات را گسترش میدهد.
نوشتار و بیان: استفاده از آنها در نوشتار و بیان میتواند به تنوع و زیبایی متن کمک کند.
مرادف. [ م ُ دَ ] ( ع ص ) ردیف شده. پس روشده. ( ناظم الاطباء ). نعت مفعولی است از مرادفة. رجوع به مرادفة شود.
مرادف. [ م ُ دِ ] ( ع ص ) در پی کسی نشیننده. ( غیاث اللغات ). کسی که پشت سردیگری سوار مرکبی باشد. آنچه که در ردیف یا عقب چیزی آید. ( فرهنگ فارسی معین ). در پس کسی نشیننده و هم ردیف. ( ناظم الاطباء ). || لفظی که با لفظ دیگر در معنی شریک باشد. ( از غیاث اللغات ). مرادف بر خلاف مشترک، آن است که مسمی واحد باشد و اسم ها متعدد. ( از تعریفات ). هم معنی. شریک در معنی. ( ناظم الاطباء ).
- کلمات مرادف یا مترادف؛ کلماتی که در معنی و مفهوم یکی باشند یا مفهوم آنها بسیار به هم نزدیک باشد مانند کلک و قلم و خامه.
(مُ دِ ) [ ع. ] (اِفا. ) هم معنی.
۱. مانند هم، یکسان.
۲. چیزی که عقب چیز دیگر و در ردیف او باشد، هم ردیف.
۳. (ادبی ) = مترادف
آنکه پشت سردیگری سوارشود، پیرو، چیزی که عقب چیزدیگروردیف اوباشد، کلمهای که درمعنی شبیه کلمه دیگرباشدوردیف هم نوشته شود
۱- ( اسم ) کسی که پشت سر دیگری سوار مرکبی باشد. ۲ - آنچه که در ردیف یا عقب چیزی آید. ۳ - کلمهای که با کلم. دیگر در معنی مشترک باشد یا معنیی نزدیک بدان داشته باشد مانند: انسان و بشر.
ردیف شده