مذبوحانه
مترادفها
خونین، ذبح شده
لغت نامه دهخدا
مذبوحانه. [ م َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) حرکت مذبوحانه؛ حرکتی از روی کمال نومیدی و بی اندک فایده ای. تلاشی بی نتیجه و مأیوسانه، شبیه به حرکاتی که مرغ یا گوسفند بسمل در واپسین دقایق حیات می کند.
فرهنگ فارسی
حرکتی از روی کمال نومیدی و بی اندک فایده
جمله سازی با مذبوحانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گهی آهسته و گاهی به فریاد جواب مام مذبوحانه می داد