مداوا

«مداوا» به معنای درمان و معالجه بیماری یا جراحت است و شامل اقداماتی می‌شود که برای بهبود وضعیت جسمی یا روحی فرد انجام می‌گیرد. این واژه در زبان فارسی و متون پزشکی و دینی کاربرد دارد و نشان‌دهنده تلاش برای رفع بیماری و بازگرداندن سلامتی به بیمار است. مداوا بسته به نوع بیماری و شرایط فرد، می‌تواند شامل دارو درمانی، جراحی، مراقبت‌های پرستاری، روش‌های طبیعی یا روان‌درمانی باشد. هدف اصلی مداوا، کاهش علائم بیماری، بازگرداندن توانایی‌های جسمی و ذهنی و ارتقای کیفیت زندگی بیمار است. این فرآیند نیازمند تشخیص درست، مهارت پزشکی و رعایت دستورالعمل‌های درمانی است تا نتایج مؤثر و مطمئن حاصل شود. در متون دینی و تاریخی نیز از مداوا به معنای شفا دادن و تلاش برای بازگرداندن سلامتی و رفع آلام یاد شده است.

لغت نامه دهخدا

مداوا. [ م ُ ] ( از ع، اِمص ) دواکردن. درمان کردن. مخفف مداوات است. ( غیاث اللغات ). مداواة. رجوع به مداواة شود. || چاره. علاج. معالجه. درمان. ( ناظم الاطباء ):
مداوابود سیری از جانور
نه این درد را هیچگونه دواست.ناصرخسرو.در حال خاقانی نگر بیمار آن خندان شکر
ز آن چشم بیمار از نظر چشم مداوا داشته.خاقانی.چو هرمز دید کآن فرزند مقبل
مداوای روان و میوه دل.نظامی.چو مدت نماند مداوا چه سود.نظامی.عاشق آن گوش ندارد که نصیحت شنود
درد ما نیک نباشد به مداوای حکیم.سعدی.- مداوا شدن؛ درمان کرده شدن. ( ناظم الاطباء ). معالجه شدن. بهبود یافتن. از بیماری رستن. علاج شدن. درمان شدن.
- مداوا شدن درد یا مرض؛ دفع شدن. برطرف شدن. رفع شدن.
- مداوا کردن؛ علاج کردن. درمان کردن. چاره کردن:
رنج ما را که توان برد به یک گوشه ٔچشم
شرط انصاف نباشدکه مداوا نکنی.حافظ ( دیوان چ قزوینی - غنی ص 340 ).

فرهنگ معین

(مُ ) [ ع. مداواة ] (مص م. ) درمان کردن، دوا کردن.

فرهنگ عمید

درمان کردن، دوا کردن، معالجه کردن: فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن / درد عاشق نشود بِِه به مداوای حکیم (حافظ: ۷۳۶ ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مداوات: فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن درد عاشق نشود به بمداوای حکیم. ( حافظ )

فرهنگستان زبان و ادب

[پزشکی] ← تجویز دارو

ویکی واژه

terapia
مداواة
درمان کردن، دوا کردن.

جمله سازی با مداوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علت بیماری عاشق، ز علت هاجد است درد عاشق کی شود به از مداوای طبیب؟

💡 هم ز لطف خویشتن درمان درد ما بکن ای ز لطفت درد جانها را مداوا آمده

💡 هر طبیبی راکه پرسیدم علاج عشق گفت درد عاشق بی مداوا داغ او بی مرهم است

💡 او نخستین کسی بود که لفظ «مداوای پیشگیرانهٔ گیاهی» را به کار برد و اصول و قوانینش را تدوین کرد.

💡 عاشق آن گوش ندارد که نصیحت شنود درد ما نیک نباشد به مداوا‌ی حکیم