مخوف

مخوف

کلمه مخوف در زبان فارسی به معنای ترسناک، وحشت‌انگیز یا خوف‌آور است و برای توصیف موقعیت‌ها، مکان‌ها، یا اشخاصی استفاده می‌شود که احساس ترس یا نگرانی را در فرد ایجاد می‌کنند.

معانی و مفاهیم:

ترسناک: این واژه به وضعیتی اشاره دارد که باعث ایجاد احساس ترس در فرد می‌شود. این ترس می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی مانند تاریکی، تنهایی، یا مواجهه با تهدیدات واقعی یا خیالی باشد. به طور مثال، یک جنگل تاریک و متروک ممکن است به عنوان یک مکان ترسناک و مخوف توصیف شود که فرد را از ورود به آن می‌ترساند.

وحشت‌انگیز: این اصطلاح برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که به طور خاص ترس و وحشت را به همراه دارند. معمولاً این واژه به موضوعات یا تجارب شدید و غیرقابل پیش‌بینی اشاره دارد که می‌تواند به شدت احساس ترس را در فرد افزایش دهد. به عنوان نمونه، وقوع یک زلزله ناگهانی می‌تواند تجربه‌ای وحشت‌انگیز باشد.

کاربرد در زبان:

این واژه می‌تواند در توصیف فیلم‌ها، داستان‌ها، مکان‌ها یا حتی شخصیت‌ها استفاده شود. به عنوان مثال، می‌توان گفت: این فیلم دارای صحنه‌های مخوفی است که تماشاگران را می‌ترساند. این کاربرد نشان می‌دهد که چگونه این کلمه می‌تواند به شکل مؤثری احساسات بیننده را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را به فکر فرو ببرد.

استفاده در ادبیات:

در ادبیات و شعر فارسی، واژه مخوف می‌تواند به عنوان یک صفت برای توصیف ویژگی‌های خاصی از قبیل محیط‌های تاریک، موجودات خیالی، یا احساسات دراماتیک به کار رود.

لغت نامه دهخدا

مخوف. [ م َ ] ( ع ص ) به معنی ترسیده شده و خوفناک. ( غیاث ) ( آنندراج ). طریق مخوف؛ راه بیمناک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بعضی نوشته اند که خوف مصدر لازم است به معنی ترسیدن نه متعدی به معنی ترسانیدن پس صیغه اسم مفعول از او آمدن، محل تأمل است. غالباً حرف جر در این لفظ مقدر باشد یعنی در تقدیر مخوف عنه باشد چنانکه لفظ مشترک که از مصدر لازم است و در حقیقت مشترک فیه بود. ( غیاث ) ( از آنندراج ). ترسیده و خوفناک و بیمناک و خطرناک و هولناک و مهیب و سهمگین و پربیم و وحشتناک و ترسناک. ( ناظم الاطباء ): چون فرسنگی کناره رود برفت آب پایاب داشت و مخوف بود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 351 ). به هر طرف که آبادانی داشت و دویست فرسنگ می بایست برید مخوف و مهلک. ( سفرنامه ناصرخسرو ص 121 )

فرهنگ فارسی

خوفناک، ترسناک، ترس آور
( اسم ) ترساننده جمع: مخوفین.

جملاتی از کلمه مخوف

وزن این موشک قاره‌پیما در حدود ۴۵تن می‌باشد که آن را به تنهایی در رده مخوفترین موشکهای تاریخ جهان قرار می‌دهد.
ز خوف بی درمی چون رهم دراین ایام که حال فضل تباه است و راه جود مخوف
روح خبیثی است که معمولاً بر کسانی که در خوابند ظاهر می‌شود تا آن‌ها را بترساند و آزار دهد. تشیواق باعث کابوس می‌شود و علاوه بر این به تمام چیزهای ترسناک و مخوف اطلاق می‌شود.
سیدنی بریستو یکی از مأموران مخفی حرفه‌ای سازمان سی‌آی‌ای است که وظیفه نفوذ به شبکه‌های مخوف جاسوسی را به عهده دارد. او در قسمت‌های مختلف سریال با حوادث و ماجراهایی در حین تحقیقات روبه‌رو می‌شود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم