درزاده

لغت نامه دهخدا

درزاده. [ دَ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) تخته ای باشد که آسیابانان در پیش آب گذارند تا آب بطرف دیگر برود و آنرا درزاده آسیا نیز گویند. ( برهان ) ( از آنندراج ). درک کوچک که به ناو فروگذارند تا آب بازدارد. حُباس. ( السامی فی الاسامی ). || صندوقی در آسیا که آرد در آن ریزند. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با درزاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طوایف و فامیل های بخش مذکور شامل قاضی (عمدتا در کتیج و محترم آباد)، بارانی(کتیج و محترم آباد)،نارویی(آب انبار،کتیج،بیرمین و محترم آباد)، هوت لاچیبگی و هوت رضایی (ذرتی و گسپردن)،روشن رای (کتیج)، (رئیسی، کتیج،محترم آباد)، میر(مدانچ،محترم آباد)، بلوچ (کمشهر ٫ میخان و دلکک)، اربابی (گیران، محترم‌ آباد و گسپردن)، شهنویی(هیکان)، چاکری و درزاده (کتیج،محترم آباد،بیرمین،ریتک و سفیدکوه ذرتی) را میتوان نام برد.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز