محصوری

لغت نامه دهخدا

محصوری. [ م َ ] ( حامص ) حالت و عمل محصور. رجوع به محصور شود.

فرهنگ فارسی

حالت و عمل محصور

جمله سازی با محصوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علی و پسرش حسن با توجه به زندگی محصوری که در شهر نظامی سامرا تحت نظارت عباسیان داشتند، عسکری یا به تعبیر شیعیان «اِمامَیْنِ عَسکِریّین» هم نامیده می‌شوند.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز