محرابی. [ م ِ ] ( ص نسبی ) آنکه اهل محراب و ملازم آن است.
- زاهد محرابی؛ پارسا که پیوسته ملازم محراب و مقیم محراب است:
رخ او چون رخ آن زاهد محرابی
بر رخش بر، اثر سبلت سقلابی.منوچهری. || نوعی از شمشیر. ( غیاث ) ( آنندراج ). قسمی از شمشیر. ( ناظم الاطباء ). || مسجد. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ). || قوسی. کمانی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- ابروان محرابی؛ کمانی:
نماز در خم آن ابروان محرابی
کسی کند که به خون جگر طهارت کرد.حافظ. || هر چیز که به شکل محراب باشد.
- ریش محرابی؛ همانند محراب در هیأت.
( ~. ) [ ع - فا. ] ۱ - (ص نسب. ) منسوب به محراب. ۲ - (اِ. ) مسجد. ۳ - نوعی شمشیر.
۱ - ( صفت ) منسوب به محراب: ۲ - ( اسم ) مسجد. ۳ - نوعی شمشیر.
منسوب به محراب.
مسجد.
نوعی شمشیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نماز عاشقی شبها فغانی تا به روز حالتی دارد به محرابی که میسوزد مرا
💡 به ترک سجدهٔ ظاهر مخوانم کافر ای منکر که پنهان حالتی دارم به محرابی که من دانم
💡 نیست غیر از تیغ، محرابی، سر تسلیم را میخورم صد زخم جانفرسا و خندانم چو شمع
💡 قبله بتخانه را گویند ابروی بت است در نماز این است محرابی که میسوزد مرا
💡 آشا محرابی (زادهٔ ۳۱ مرداد ۱۳۵۲) بازیگر ایرانی سینما و تلویزیون است. وی دارای تحصیلات در رشتهٔ زبان انگلیسی و روابط بینالملل و بازیگری و کارگردانی است.