فرهنگ معین
(مُ تَ رَ نِ ) [ ع - فا. ] (ق. ) بااحترام.
(مُ تَ رَ نِ ) [ ع - فا. ] (ق. ) بااحترام.
از روی احترام، بااحترام.
با احترام:... محترمانه پذیرایی شد. توضیح غالبا در غیر مورد بکار برند مثلا گویند: فریدون با جمشید محترمانه صحبت کرد. درین جمله محترمانه قید برای صحبت کردن فریدون است در حالی که مراد آنست که جمشید مورد احترام فریدون بود همچنین است: علی با آنها محترمانه رفتار کرد.
بااحترام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مَرد، یک انسان بالغ نر است. عموماً پسری را که دوران بلوغ و نوجوانی خود را تمام کردهاست و به سنی که در اکثر فرهنگها و جوامع، معمولاً ۱۸ سالگی میباشد، برسد را مرد مینامند؛ اما این تعریف میتواند در هر فرهنگ، جامعه، تمدن یا قانون، متفاوت باشد. بهطور معمول، یک مرد توانایی باروری دارد. به مرد دارای فرزند، پدر گویند. در زبان فارسی، واژه «آقا» برای اشاره محترمانه به مرد کاربرد یافته است.
💡 بافت: داوری در مورد اینکه آیا یک شخص توانمند است یا خیر در بافتی رابطهای و موقعیتی صورت میگیرد. این بدان معناست که توانش به عنوان یک صفت تنها تعریف نمیشود؛ یعنی کسی میتواند در یک بخش بسیار قوی و در بخشی دیگر تنها تا اندازهای خوب باشد. توانش موقعیتی را میتوان در فرهنگهای مختلف به نحوی متفاوت تعریف کرد. برای مثال، تماس چشمی در فرهنگهای غربی نشانۀ توانش است، در حالی که فرهنگهای آسیایی تماس چشمی زیاد را غیر محترمانه میدانند.