محتاله

لغت نامه دهخدا

( محتالة ) محتالة. [ م ُ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث محتال. زن حیله گر و مکاره. ( غیاث ) ( آنندراج ):
از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز
مکاره می نشیند و محتاله میرود.حافظ.

فرهنگ معین

(مُ لِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - زن حیله گر. ۲ - جاکش.

فرهنگ عمید

حیله گر (زن ).

فرهنگ فارسی

زن حیله گر
( اسم ) مونث محتال زن حیله گر: ازره مرو بعشو. دنیا که این عجوز مکاره می نشیند و محتاله میرود. ( حافظ )

جمله سازی با محتاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نفس تو، چون خودسر و محتاله شد زهد تو، چون کفر دو صد ساله شد

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز