مجامع. [ م َ م ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مجمع [ م َ م َ / م َ م ِ]. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). جاهای جمع شدن. ( غیاث ). مواضع گرد آمدن مردم. جاهای فراهم آمدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): هم از گرد راه قصد جامع کردم و روی بدان مجامع آوردم. ( مقامات حمیدی ). سلطان جاسوسان برگماشت واز مواضع و مجامع ایشان تجسس کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 398 ). صیت کرم اعراق و لطف اخلاق به اطراف و آفاق رسانیده و مسامع و مجامع را به نشر محامد اوصاف مطیب گردانیده. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 122 ).و رجوع به مجمع شود. || در شاهد زیر بمعنی جمیع آمده است: و بفرمود تامقنعه از سر وی فرو کشیدند... تا شرم دارد و حرکتی کند و او را از آن حالت مستکره آید که مجامع سر و روی او برهنه باشد. ( چهارمقاله ص 114 ).
(مَ مِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مجمع.
= مجمع
جمع مجمع
( اسم ) ۱ - جمع مجمع: ۱ - محلهای جمع شدن مردمان جا های گرد آمدن محافل. ۲ - جمیع ( محیط المحیط ): و او را از آن حالت مستکره آید که مجامع سرو روی او برهنه باشد...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رهبران شیعه استرالیا نیز بارها ادعاهای وی مبنی بر روحانی بودن را شرمآور خوانده و تکذیب کرده بودند اما او با لباس روحانیت در مجامع مختلف حضور مییافت.
💡 ناشود چشم مجامع روشن از دیار او وقت را نام خوشش جای مسامع می شود
💡 شهرت این نقاش در دههٔ ۱۹۵۰ در هند افزایش یافت و یکی از آثارش به نام «زمین» جایزهای ملی برایش به همراه داشت. در سال ۱۹۹۶ پس از انتشار آثارش در یکی از مجلات معتبر هند مورد توجه مجامع بینالمللی قرار گرفت و جهانیان با آثارش آشنا شدند.
💡 و سبب عزلت ایشان این بود که مبادا در بازار و راه مجامع و عیدگاه ملاحظه عصیان پروردگار را نمایند و از دفع آن عاجز باشند.
💡 شمع جمع فطرتم خوانند و من مانند شمع از سراندازی که هستم در مجامع سرورم