فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - بدرنگ وا داشتن. ۲ - در محلی ایستانیدن. ۳ - تعطیل کردن کار یا کارخانه.
(مصدر ) ۱ - بدرنگ وا داشتن. ۲ - در محلی ایستانیدن. ۳ - تعطیل کردن کار یا کارخانه.
{shut down} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] پایان دادن به کار سامانۀ عامل به قصد خاموش کردن رایانه
bloccare
fermare
stop, halt
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیدبان کشتی حضور کوه یخ را اعلام کرد. به دستور کاپیتان اسمیت تایتانیک به سمت چپ هدایت شد. تایتانیک با سرعت ۲۹ کیلومتر بر ساعت در حرکت بود و متوقف کردن آن با این سرعت بیش از ۸۰۰ متر طول میکشید و فرصت کافی برای چرخش به چپ و جلوگیری از برخورد قسمت راست خود با کوه یخ را نداشت. [نیازمند منبع]
💡 این سازمان به همراه دیگر سازمانها تلاش میکند تا شرکتها را تحت فشار قرار دهند تا از انجام تجارت با ایران به عنوان وسیلهای برای متوقف کردن برنامه هسته ای حکومت ایران جلوگیری کند.
💡 به گفته سازمان عفو بینالملل وضعیت اضطراری که از زمان حملات نوامبر ۲۰۱۵ پاریس برقرار بود، به همراه نیروهای اضطراری که برای سرکوب تظاهرات استفاده میشوند، ۵۷۴ بار به منظور متوقف کردن تظاهرات مربوط به اصلاحات قانون کار مورد استفاده قرار گرفتهاست.
💡 این نشان پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی حتی در اسکناسهای روبل شوروی ظاهر شد تا اینکه در سال ۱۹۹۴ بسیاری از کشورهای پس از فروپاشی شوروی شروع به انتشار ارزهای خود کردند. استفاده عمومی از نشان شوروی در سال ۲۰۰۲ زمانی که روسیه و سایر جمهوریهای سابق صدور گذرنامه شوروی را متوقف کردند، بهطور رسمی پایان یافت. همچنان در مکانهای عمومی در قلمرو روسیه ظاهر میشود.
💡 دروازهبانهای ایتالیایی هم به همین ترتیب از توپ چندان راضی نبودند. جانلوئیجی بوفون گفت: «شاید فقط باید به آن عادت کنیم. اما مهم نخواهد بود، من به هر حال توپ را میگیرم.» در همین حال مارکو آملیا به خبرنگاران گفت: «توپ جهتش را تغییر میدهد. برای این که در تلاش برای متوقف کردن آن به هم نخوریم، بهتر است آن را مشت کنیم.»