متجلی. [ م ُ ت َ ج َل ْ لی ] ( ع ص ) ظاهر شونده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || روشن و آشکار. ( آنندراج ) ( غیاث ). تابدار و روشن وباشکوه و درخشان و آشکار و هویدا. ( ناظم الاطباء ).
- متجلی شدن؛ ظاهر و آشکار شدن: و در زمره صاحبدلان متجلی نشود مگر آنگه که متحلی شود به زیور قبول امیرکبیر... ( گلستان چ فروغی ص 8 ).
|| تغییرصورت داده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
(مُ تَ جَ لّ ) [ ع. ] (اِفا. ) آشکار، آشکار شونده، ظاهر شونده.
ظاهر، آشکار، روشن.
آشکارشونده، ظاهرشونده، روشن
۱ - (اسم ) ظاهر شونده آشکار گردنده. ۲ - ( صفت ) ظاهر آشکار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علم هویتی جمعی دارد و نزد همه پخش است. فعالیت علمی هر دانشمند زمانی اهمیت مییابد که به جامعه علمی عرضه شود؛ در آثار و مطالعات دیگران متجلی شود و با تحلیلهای فردی دیگران درآمیزد تا سرانجام بر ذخیره های دانش افزوده شود.بنابراین ارتباط، اساس و ماهیت علم است.
💡 ارزش به صورتی دوگانه در واقعیت وجود دارد: نخست به منزله آرمانی متجلی میشود که خواستار پیوستگی است و دعوت به احترام میکند. دوم در اشیاء یا رفتارهایی جلوه گر میشود که آن را به شیوهای عینی یا دقیقاً به شیوه سَمبلیک (نمادین) بیان میکند.
💡 ای کرده متجلی رخت از دیده هر خوب وی حسن و جمال همه خوبان بتو منسوب
💡 وگفت: آن آرایش کهگاه گاه به مردم درآید بیسببی از اطلاع حق بود که متجلی شود روحرا.
💡 و گفت: اسم اعظم هرگز متجلی نشد الا در عهد پیغامبر ما صلی الله علیه و علی اله و سلم: رحمة الله علیه.
💡 همین امر یعنی احداث جادهٔ اهواز ـ اصفهان، اهمیت و نقش اهواز را به عنوان حلقهٔ وصل و پل ارتباطی محمولههای آبی و محمولههای خشکی بیش از پیش متجلی ساخت.