مبله
لغت نامه دهخدا
مبله. [ م ُ ل ِ ] ( فرانسوی، ص ) اطاق یا خانه ای که دارای مبل و اثاث زندگی باشد. ( از لاروس ): این آپارتمان مبله اجاره داده خواهد شد. و رجوع به مبل شود.
فرهنگ معین
(مُ لِ ) [ فر. ] (ص. ) جایی که در آن از مُبل استفاده شده باشد، شامل اثاثیه.
فرهنگ عمید
اتاق یا آپارتمانی که دارای مبل باشد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) دارای مبل شامل اثاثه: اطاق مبله اجاره داده میشود.
ویکی واژه
جایی که در آن از مُبل استفاده شده باشد، شامل اثاثیه.
جمله سازی با مبله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بهطور سنتی اتاق نهارخوری با میز بزرگ نهارخوری و صندلیهای پشتیدار بدون دسته نهارخوری مبله میشود.
💡 او تصمیم گرفته است که برای جابجایی به خانهی جدید، تمام وسایل زندگی خود را به صورت مبله و با کیفیت بالا خریداری کند.
💡 این آپارتمان کوچک اما بسیار زیبا و کاملاً مبله است و تمامی امکانات رفاهی لازم برای زندگی یک خانوادهی چهار نفره را دارد.
💡 اجارهی خانههای مبله در فصلهای پرتردد گردشگری میتواند سود بسیار زیادی برای مالکان این ساختمانها در مناطق توریستی فراهم آورد.