مبحث
مترادفها
موضوع، بحث، مقوله، مسئله
لغت نامه دهخدا
مبحث.[ م َ ح َ ] ( ع اِ ) به معنی بحث است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بحث. جستجو. جستار. ج، مباحث. ( فرهنگ فارسی معین ). بحث و کاوش و تفتیش. ( ناظم الاطباء ). بحث. ج،مباحث. ( اقرب الموارد ). || جای بحث. ج، مباحث. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جای بحث و محل بحث. ج، مباحث. جای بحث و تفتیش. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به «مباحث » شود. || آنچه در مناظره به نفی واثبات در آن توجه کنند. ( از تعریفات جرجانی ). || جای تحصیل. ( ناظم الاطباء ). || فرشیم. فصل. ( ناظم الاطباء ). باب و فصل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || رساله و کتاب. ( ناظم الاطباء ). کتاب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || مباحثه و مناظره و بحث و قضیه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(مَ حَ ) [ ع. ] (اِ. ) بحث، گفتگو. ج. مباحث.
فرهنگ عمید
موضوع بحث.
فرهنگ فارسی
بحث، جای بحث وکاوش
( اسم ) ۱ - جای بحث. ۲ - بحث جستجو جستار جمع: مباحث.
ویکی واژه
بحث، گفتگو.
مباحث.
جمله سازی با مبحث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مبحث عشق است ای زاهد خموشی پیشه کن عرض علم موشکافیها به عرض ریش نیست!
💡 این مبحث تو و من از نسخهٔ عدم نیست گر زان دهن بگویم جای سخن نماند
💡 در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشارهای نیز به اروندرود شدهاست که در آن دوره اورنگ گفته میشدهاست:
💡 ز شور وحدت و کثرت به درد سر نروی حدیث ذره و خورشید مبحثی است قدیم
💡 کتاب عشق میخوانم کنون فهم سبق کردم به استاد خرد بیجا ازین مبحث نطق کردم