مبالغ.[ م َ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مبلغ. به محاوره فارسی مال راگویند. ( آنندراج ). وجوه. پولها. ( فرهنگ فارسی معین ). مبلغها و زرهای بسیار. ( ناظم الاطباء ):
تا به چهل سال که بالغ شود
خرج سفرهاش مبالغ شود.نظامی.|| ج ِ مبلغ. بسیار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مقدارها. ( فرهنگ فارسی معین ): و هم در لحظه دو هزار پری را اسیر کردند و مبالغی ویرانی بکردند. ( اسکندرنامه نسخه خطی سعید نفیسی ). وزیر گفت ای پادشاه در آنجا مبالغی بستانهای خوش و آبهای روان پدید آمده است. ( جوامعالحکایات ). در استماع کلمات آن فرستادگان مبالغ تحامل ایشان را تحمل فرماید. ( المعجم چ دانشگاه ص 16 ). و نهان و آشکارا خود را به بلاد مسلمانان می افکندند خصوصاً از قهستان که مبالغی خلق جلا کردند. ( جهانگشای جوینی ).
مبالغ. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص ) تمام رسنده در کار. ( آنندراج ). ساعی و جاهد و رنجبر. و هر آنکه در کاری افراط کند و مبالغه نماید. ( ناظم الاطباء ).
مبالغ. [ م ُ ل َ ] ( ع ص ) مبالغه شده و افراط شده. ( ناظم الاطباء ).
(مَ لِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مبلغ. ۱ - مقدارها. ۲ - وجوه، پول ها.
= مَبلغ
جمع مبلغ
( اسم ) جمع مبلغ. ۱ - مقدارها: در استماع کلمات ( آن ) فرستادگان مبالغ تحامل ایشان را تحمل فرماید. ۲ - وجوه پولها.
مبلغ پولها
جِ مبلغ.
مقدارها.
وجوه، پولها.
💡 سیم آن که دشمنان خویش را سخن بشنود که چشم دشمن همه بر عیب افتد، اگرچه به دشمنی مبالغت کند، لیکن سخن وی از راست خالی نبود.
💡 در روایات داریوش هیچ اشارهای به شباهت مغ با شاهزادهٔ واقعی بردیا نشدهاست و این داستان باید از مبالغات شاعرانهٔ معمول مورخان قدیم یونان سرچشمه گرفته باشد. داریوش در سال ۵۲۲ پیش از میلاد گئومات (بردیای دروغین) را به قتل رساند.
💡 وکلای کاظم در این دوران در مصر، کوفه، بغداد، مدینه و جاهایی که از تعداد شیعیانِ بیشتری برخوردار بودند، مستقر بودند. این وکلا در هنگام درگذشتِ کاظم مبالغی از دههزار تا هفتادهزار در اختیار داشتند که تحت عناوینی از جمله زَکات در اختیار داشتند. پس از کاظم، تشکیلاتِ وکالت گسترش بیشتری پیدا کرد و در دورانِ علی النَّقی به کمال خود رسید.
💡 یکی را از بزرگان به محفلی اندر همیستودند و در اوصاف جمیلش مبالغه میکردند.
💡 ولیالله سیف، رئیس بانک مرکزی ایران گفت: «فیشهای حقوقی تا حد بسیاری مبالغهآمیز بوده و تحت تأثیر شرایط سیاسی قرار داشتهاست.»