لغت نامه دهخدا
مایه خمیر. [ ی َ / ی ِ خ َ ] ( اِ مرکب ) خمیر مایه. خمیر ترش شده که به خمیر زنند تخمیر را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به خمیر مایه شود.
مایه خمیر. [ ی َ / ی ِ خ َ ] ( اِ مرکب ) خمیر مایه. خمیر ترش شده که به خمیر زنند تخمیر را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به خمیر مایه شود.
خمیر مایه
lievito
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آفرینش خود چون نگه کنم گویم سرشته شد ز بدی مایه خمیر مرا
💡 خوی نیک است و خیر مایهٔ دین کس نکردهاست جز به مایه خمیر