ویکی واژه
کوچکترین واحد معنایی سازندۀ معنای واژه
کوچکترین واحد معنایی سازندۀ معنای واژه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الگوریتم فرهنگی نیازمند یک واسط میان جمعیت و فضای باور است. افراد برجستهٔ جمعیت می توانند با استفاده از تابع به روزرسانی، فضای باور را به روز کنند. همچنین، دستههای دانش فضای باور میتوانند توسط تابع اثرگذاری بر مؤلفهٔ جمعیت اثر بگذارند. تابع اثرگذاری میتواند با تغییر ژنوم یا فعالیتهای افراد، بر جمعیت اثرگذار باشند.
💡 بیسمارک با این مسئله که میتوان قدرت را با اصولی برتر به بند کشید مخالف بود. تفکرات وی، سبب رشد و گسترش این تفکر شد که میتوان با به تکامل رساندن مؤلفههای صحیح قدرت، به امنیت دستیافت.
💡 با وجود مشکلات اصطلاحی، در اوایل دهه ۲۰۰۰ بسیاری از پژوهشگران موافق بودند که اختلال تصویر بدن یک علامت چندبعدی از اجزای مختلف مرتبط با تصویر بدن است. تصویر بدن مفهومی است که از تعامل چهار مؤلفه مرتبط با بدن شکل گرفتهاست: شناختی، عاطفی، رفتاری و ادراکی.
💡 مؤلفههای عمده آثار مکین را بهطور کلی میتوان تجربه هولانگیز و شخصی او از دوران تلخ استالینیسم و تبعات وحشتناک آن در کلیت اجزای فرهنگی و سیاسی کشور روسیه دانست و این نکته بیشتر از آن جهت حائز اهمیت است که آندره مکین در غالب آثار خود توانسته این تجربه تلخ شخصی را با جادوی ادبیات و رمان، همهگیر و عمومیکند.
💡 این الگوریتمهای قطعی و تصادفی مراحل الگوریتم بروکا را تلفیق میکنند به این صورت که تعداد مؤلفههایی که برای اتصال باقی میماند را با مراحل مختلفی که تعداد یالهای بین جفت مؤلفهها را کاهش میدهند، کم میکند.
💡 یک الگوریتم با کمی پیچیدگی بیشتر ولی کاراتر که در سال ۱۹۷۲ توسط رونالد گراهام انتشار یافت. اگر نقاط قبلاً بر اساس یکی از مؤلفههای مختصاتشان یا بر اساس زاویه با برداری ثابت مرتب شده باشند آنگاه این الگوریتم از