فرهنگ معین
(مُ ءَ سِّ ) [ ع. ] (ص. ) بنیانگذار.
(مُ ءَ سِّ ) [ ع. ] (ص. ) بنیانگذار.
تٲسیس کننده، بنیان گذار.
بنیانگذار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنائی که ایزد بر آن گشته بانی اساسی که پیغمبر آن را مؤسس
💡 ای بوم در این بوم مؤسس شدهای ای زاغ به باغ نُقل مجلس شدهای
💡 بعد از آن تا زند مؤسس را زد به تیر بلا «مدرس» را
💡 آن مؤسس، این مقرنس طاق راست ز آن مروج، انفس و آفاق راست
💡 نصرت و یاری کنش که دارد بر پای پایه قصری که جد تواست مؤسس