زینهار یافتن

لغت نامه دهخدا

زینهار یافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) امان وپناه یافتن. در امن و امان قرار گرفتن:
گر ایدون که یابم به جان زینهار
من این رنج بردارم از شهریار.فردوسی.اگر یابم از تو به جان زینهار
یکی پرهنر یافتی دوستدار.فردوسی.اگر یابم از تو به جان زینهار
به چشمم شود گنج دینار خوار.فردوسی.بجان ز خشم تو بدخواه زینهار نیافت
که باقی است بجان زینهار از آتش و آب.مسعودسعد.یاد تو خاقانیا ز داد چه سود است
کز ستم دهر زینهار نیابی.خاقانی.رجوع به زنهار و زینهار و ترکیبهای آن دو شود.

فرهنگ فارسی

امان و پناه یافتن در امن و امان قرار گرفتن.

جمله سازی با زینهار یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زینهار از درد و داغ عشق روگردان مشو بر چراغان تجلی آستین افشان مشو

💡 دل بود آیینه ی رخسار یار پرده زین آیینه بفکن زینهار

💡 چرخ و فلک نگشت به کام دلم دمی گویی کسی به خون منش زینهار داد

💡 این ستم بر جوانی تو که کرد؟ وینچنین زینهار بر تو که خورد؟

💡 ز بسکه حادثه بارد ز آسمان به زمین زمین چو منهزمان بانگ زینهار کند

💡 راست میخواهی چنان در کار او کورشد کارم که یارب زینهار

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
الفانتین یعنی چه؟
الفانتین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز