مأذنه
مترادفها
مناره
لغت نامه دهخدا
مأذنه. [ م َءْ ذَ ن َ ] ( ع اِ ) جای اذان و منار و عوام مئذنة گویند. ( ناظم الاطباء ). گلدسته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مئذنة و مأذنه گوی شود. || صومعه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مئذنة شود.
فرهنگ معین
( مأذنه ) (مَ ذَ نَ ) [ ع. مأذنة ] (اِ. ) جای اذان. ج. مآذن.
فرهنگ فارسی
جای اذان و مناره
ویکی واژه
مأذنة
جای اذان.
مآذن.
جمله سازی با مأذنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردم از جای بلند ار به فضیلت برسند مؤذن از مأذنه باید که پیمبر گردد
💡 معماران در طراحی مساجد کلاسیک، همواره تلاش میکنند تا مأذنه را به شکلی باشکوه و متناسب با بدنه اصلی بنا طراحی کنند.
💡 صدای اذان که از بلندترین مأذنه شهر به گوش میرسید، آرامش خاصی را به ساکنان محلههای قدیمی و قدیمیپسند میبخشید.
💡 بازسازی مأذنه تاریخی که در اثر زلزله آسیب دیده بود، با استفاده از مصالح سنتی و روشهای اصیل معماری اسلامی انجام شد.