واژه «لگنه» در متون کهن فارسی به بخشی از بدن انسان اطلاق میشود که از ناحیه بالای ران آغاز شده و تا نوک انگشتان پا امتداد دارد و در واقع به کل اندام تحتانی یا بخش اصلی پا اشاره میکند. در برخی منابع آمده است که «لگنه» در اصل همان «لنگه» بوده و به مرور زمان در زبان گفتاری و محاورهای دچار تغییر آوایی و شکلی شده است. این تغییرات زبانی باعث شده که واژه در شکل «لگنه» در متون خاص باقی بماند و در زبان معیار کمتر مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر معنای جسمانی، واژه «لگنه» در اصطلاحات فنی کشتی نیز به کار میرود و به فنّی گفته میشود که در آن کشتیگیر با استفاده از درگیری و گرفتن بخش پای حریف، معمولاً از ناحیه ران و پا، و با ورود از پهلو و استفاده از فشار بدن، سعی در برهم زدن تعادل و به زمین زدن او دارد. در این کاربرد، واژه از معنای صرفاً آناتومیک فاصله گرفته و به یک مهارت ورزشی و تکنیک عملی در کشتی سنتی تبدیل شده است. چنین تنوع معنایی نشان میدهد که این واژه در بسترهای مختلف زبانی و فرهنگی بهکار رفته و تنها به یک مفهوم محدود نمیشود. در مجموع، این کلمه واژهای است که هم به بخش مشخصی از بدن انسان و هم به یک اصطلاح فنی در کشتی اشاره دارد و نشاندهنده گستردگی معنایی در زبانهای کهن فارسی است.
لگنه
لغت نامه دهخدا
لگنه. [ ل ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) از انگشتان پا تا بُن ران و این قلب لنگه است. ( غیاث ). مرادف لنگ، از بیخ ران تا سر انگشتان پاو این در اصل لنگه بوده که به تصرف لوطیان لگنه شده. || نام فنی از کشتی. ( از اهل زبان به تحقیق پیوسته ). ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(لِ نَ یا نِ ) (اِ. ) ۱ - بیخ ران تا سر انگشتان پا. ۲ - فنی است از کشتی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- از بیخ ران تا سر انگشتان پا ۲- فنی است در کشتی.
ویکی واژه
بیخ ران تا سر انگشتان پا.
فنی است از کشتی.