لغت نامه دهخدا
لچن. [ ل ُ چ َ ] ( ص ) زن قحبه. ( غیاث ) ( آنندراج ). || صاحب غیاث اللغات گوید: در برهان به معنی برهنه و عریان و مجازاً به معنی لولی. ( غیاث ) ( آنندراج ).
لچن. [ ل ُ چ َ ] ( ص ) زن قحبه. ( غیاث ) ( آنندراج ). || صاحب غیاث اللغات گوید: در برهان به معنی برهنه و عریان و مجازاً به معنی لولی. ( غیاث ) ( آنندراج ).
(لُ چَ ) (اِ. ) قحبه، روسپی.
( اسم ) قحبه روسپی.
لچن ( به اسپانیایی: Lechón ) یک دهستان در اسپانیا است که در استان ساراگوسا واقع شده است. لچن ۱۷٫۴۶ کیلومتر مربع مساحت و ۵۷ نفر جمعیت دارد و ۹۸۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
قحبه، روسپی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کند خراب اگر داکه است اگر کوچی کند یباب اگر الفی است اگر الچن
💡 اگر همهٔ نقاط روی یک صفحه نباشند آنگاه پوش محدب حاصلچندظلعی محدبی میشود که رأسهای آن زیر مجموعهای از رأسهای ورودی میباشد. معمولترین نمایش پوشه محدب به صورت لیستی از رأسهای آن میباشد که ترتیب آن بر اساس پیمایشی ساعتگرد یا پادساعتگرد بر روی مرز پوش محدب میباشد. در بعضی از کاربردها نمایش این چندظلعی محدب به صورت اشتراک تعدادی نیم صفحه مناسب تر میباشد.