فرهنگ معین
(رِ ) (ص مر. ) پرخور، حریص.
(رِ ) (ص مر. ) پرخور، حریص.
پرخور، حری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اول منزلت این عشق با این لوت ضدانند اگر این عشق باره ستی چرا او لوت باره ستی
💡 نشسته ز اقتضای طالع سعد به خلوت بارهی چون سعد و اسما