لؤام. [ ل ُ آ ] ( ع اِ ) نیاز. حاجت. ( منتهی الارب ). || پرهای راست کرده تیر. ( منتخب اللغات ). پرده های راست کرده تیر. ( منتهی الارب ).
لوام. [ ل َوْ وا ] ( ع ص ) بسیار نکوهنده. بسیار ملامت کننده. ( منتهی الارب ). بسیار نکوهش کننده.
لوام. [ ل ُوْ وا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ لائم. ( منتهی الارب ). رجوع به لائم شود.
(لَ وّ ) [ ع. ] (ص. ) بسیار نکوهنده، بسیار نکوهش کننده.
لوامه، سخت ملامت کننده، بسیارنکوهش کننده
( صفت ) جمع لائم ( لایم ) نکوهندگان ملامت کنندگان.
نیاز. حاجت
بسیار نکوهنده، بسیار نکوهش کننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو باشد تند اماره است نامش بود لوامه چون کردند رامش
💡 روشن شد از لوامع اشراق آن جمال آن پرتوی که نیر خورشید ازو گرفت
💡 چونکه شد لوامه بر طبع هواست مختلف احوال با خوف و رجاست
💡 نفس اماره و لوامهست و دیگر ملهمه مطمئنه با سه دشمن در یکی پیراهن است
💡 درین فصل شرح حال نفس لوامه میباید داد که عبارت ازان «فمنهم ظالم لنفسه» آمد و بیان معاد او میباید کرد چنانک حق تعالی ابتدا بدو کرد.