لوام

لغت نامه دهخدا

لؤام. [ ل ُ آ ] ( ع اِ ) نیاز. حاجت. ( منتهی الارب ). || پرهای راست کرده تیر. ( منتخب اللغات ). پرده های راست کرده تیر. ( منتهی الارب ).
لوام. [ ل َوْ وا ] ( ع ص ) بسیار نکوهنده. بسیار ملامت کننده. ( منتهی الارب ). بسیار نکوهش کننده.
لوام. [ ل ُوْ وا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ لائم. ( منتهی الارب ). رجوع به لائم شود.

فرهنگ معین

(لَ وّ ) [ ع. ] (ص. ) بسیار نکوهنده، بسیار نکوهش کننده.

فرهنگ فارسی

لوامه، سخت ملامت کننده، بسیارنکوهش کننده
( صفت ) جمع لائم ( لایم ) نکوهندگان ملامت کنندگان.
نیاز. حاجت

ویکی واژه

بسیار نکوهنده، بسیار نکوهش کننده.

جمله سازی با لوام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو باشد تند اماره است نامش بود لوامه چون کردند رامش

💡 روشن شد از لوامع اشراق آن جمال آن پرتوی که نیر خورشید ازو گرفت

💡 چونکه شد لوامه بر طبع هواست مختلف احوال با خوف و رجاست

💡 نفس اماره و لوامه‌ست و دیگر ملهمه مطمئنه با سه دشمن در یکی پیراهن است

💡 درین فصل شرح حال نفس لوامه میباید داد که عبارت ازان «فمنهم ظالم لنفسه» آمد و بیان معاد او میباید کرد چنانک حق تعالی ابتدا بدو کرد.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز