لهاشم

لغت نامه دهخدا

لهاشم. [ ل َ ش ُ ] ( ص ) هر چیز بد و زشت و نازیبا و دون را گویند. ( جهانگیری ). هر چیز زبون و زشت و نازیبا و دون و بد را گویند. ( برهان ):
شعر ژاژیدن لهاشم توست
علک خائیدن لهاشم خر.سوزنی.تو نیستی از جمع کریمان نفایه
من نیز نه از قوم حکیمان لهاشم
تو صدر کریمانی و من صدر حکیمان
از حکمت من بر کرم توست تحکم.سوزنی ( درقافیه تبسم و انجم و قلزم و قم ).بر ناتوان کرم کن و این قصه را بخوان
هرچند خط مزور و کاغذ لهاشم است.خاقانی.جهانی ز جود تو هستند خرم
قرین تکلف غریق تنعم
گر از خرده بینان بخرد نباشم
نباشم هم از ابلهان لهاشم.نزاری.

فرهنگ معین

(لَ شُ ) (ص. ) هر چیز بد و زشت، زبون، پست.

فرهنگ عمید

۱. زبون، پست.
۲. زشت و بد.

ویکی واژه

هر چیز بد و زشت، زبون، پست.

جمله سازی با لهاشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوالحسن کنیه اوست. الهاشمی ادعا می‌کند مانند خلفای پیشین دولت اسلامی از نوادگان اهل بیت محمد و از طایفه هاشم از قبیله قریش است.

💡 الهاشمی الشمالی یک منطقهٔ مسکونی در اردن است که در استان عمان واقع شده‌است.

💡 جمعیت وآمار خانوارروستای آلهاشم علیانسبت به سال 85تغییرزیادی کرده است وافزایش یافته است

💡 الهاشمیه (حماه) (به عربی: الهاشمیة) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در استان حما واقع شده‌است.

💡 اسماعیل بن عیسی (عربی: إسماعيل بن عيسى بن موسى الهاشمي) فرمانروای مصر در دوران خلافت عباسی بود.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز