لمحه لمحه

مترادف‌ها

لحظه به لحظه، دم به دم

لغت نامه دهخدا

( لمحةلمحة ) لمحةلمحة. [ ل َح َ ل َ ح َ ] ( ق مرکب ) دَم به دَم. همیشه. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. ~. ) [ ع. ] (ق مر. ) دمبدم، همیشه، همواره.

فرهنگ فارسی

دمبدم همیشه همواره.

جمله سازی با لمحه لمحه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو در برابر خورشید نور آیینه که لمحه لمحه به صیقل ازو زدایی زنگ

💡 در طول مسیر طولانی که از کوهستان عبور می‌کردیم، منظره‌های زیبایی را لمحه لمحه مشاهده می‌کردیم که هر یک داستان خاص خود را داشتند.

💡 او سعی داشت تمام جزئیات و تغییرات کوچک در رفتار دوست قدیمی‌اش را لمحه لمحه زیر نظر بگیرد تا از تغییرات احتمالی باخبر شود.

💡 زندگی گاهی چنان سریع می‌گذرد که ما تنها می‌توانیم لحظات خوش را لمحه لمحه در حافظه خود ثبت کنیم و از آن‌ها لذت ببریم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران