لماز

لغت نامه دهخدا

لماز. [ ل ِ ] ( ع ص ) عیب کننده یا آنکه روبروی تو عیب کند. ( منتهی الارب ). بدگوی.
لماز. [ ل َم ْ ما ] ( ع ص ) همّاز. نمّام. عیب کننده. ( منتخب اللغات ). بدگوی. ( مهذب الاسماء ). || به چشم اشارت کننده. ( منتخب اللغات ).

فرهنگ معین

(لَ مّ ) [ ع. ] (ص. ) نمُام، بدگوی، سخن - چین.

فرهنگ عمید

کسی که بدگویی مردم را بکند، نمام.

فرهنگ فارسی

کسی که بدگویی مردم رابکند
( صفت ) عیب کننده نمام بد گوی: ویل لکل همزه بهر زبانی بد بود هماز را لماز را جز چاشنی نبود دوا. ( دیوان کبیر ۲۳: ۱ )
هماز. عیب کننده

ویکی واژه

نمُام، بدگوی، سخن - چین.

جمله سازی با لماز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درد و داغ عشق ایلن صائب اولور انسان ملک کامل اولماز سیم و زر مغشوش اولاندا نارسیز

💡 المازول ۶۷٫۸۶ کیلومترمربع مساحت و ۱۱۲ نفر جمعیت دارد و ۱۹۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 شهر آلمازنا (به روسی: Алмазна) در استان لوهانسک در کشور اوکراین واقع شده‌است. جمعیت این شهر ۴٬۱۶۸ نفر است (در ۲۰۲۱).

💡 مندن ده نه ظالیم چیخار، اوغلوم، نه قیصاص چی بیر دفعه بونی قان کی ایپکدن قیزیل اولماز

💡 هنر اولسا روح جواندیر، هله – هله دوشگون اولماز اونداکی گؤردون دوشوبسه ن، بو نفیر بدن دوشوبدی

💡 بولوت قیلان کسر جولان ایدنده ایلدیریم تیغی کونوللر پرده سینده عشقی پنهان ایلمک اولماز

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز