لغت نامه دهخدا
لاف و گزاف. [ ف ُ گ َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) خودستائی و مبالغه در امری. لاف و لام.
لاف و گزاف. [ ف ُ گ َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) خودستائی و مبالغه در امری. لاف و لام.
(فُ گَ ) (اِمر. ) سخنان بیهوده، ادعای بی اصل.
( اسم ) ۱- خودستایی. ۲- دعوی باطل.
سخنان بیهوده، ادعای بی اصل.
💡 کوهیا طاقت نداری تا به بینی آنجمال در پس دیوار تا کی میزنی لاف و گزاف
💡 نوای لاف و گزافی که سنت شعر است زدم چنانکه دلم خون شد از پشیمانی
💡 چهل سال شنیده ام ز تو لاف و گزاف آخر دردست عقل خوارت کردم
💡 بخوردم سه زخم وی اندر مصاف ز من دور شد جمله لاف و گزاف
💡 بهر صفه اش، صوفی یی سینه صاف زبان، پاکش از لوث لاف و گزاف
💡 از بادۀ عشق هر که گردید خراب بر لاف و گزافش اعتباری نبود