لاشیدن

لغت نامه دهخدا

لاشیدن. [ دَ ]( مص ) پاشیدن. ( آنندراج ). || تاراج و غارت کردن. تباه کردن. ناچیز کردن. لاش کردن:
ای پسر گر دل و دین را سفها لاش کنند
تو چو ایشان مکن و دین و دل خویش ملاش.ناصرخسرو.رنج کاران که گنج لاشانند
زرنگهدار و آب پاشانند.سنائی.

فرهنگ معین

(دَ )(مص م. )غارت کردن، تاراج کردن.

ویکی واژه

غارت کردن، تاراج کردن.

جمله سازی با لاشیدن

💡 خروشیدنی زار و جوشیدنی تلاشیدنی سخت وکوشیدنی

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز