لغت نامه دهخدا
لابس. [ ب ِ ] ( ع ص ) جامه پوشیده. پوشیده.
لابس. [ ب ِ ] ( ع ص ) جامه پوشیده. پوشیده.
(بِ ) [ ع. ] (اِفا. ) پوشنده (جامه )، جامه پوشیده.
( اسم ) پوشنده ( جامه ) جامه پوشیده
💡 چه سود ار تنش خوشبو چون گلابست که چون آتش روانم را عذابست
💡 نه بام و نه در دارد در گشته سرای ما شرمنده سیلابست ویرانه چنین باید
💡 از دولت آن خواجه علی بن محمد امروز گلابست و رحیقست در انهار
💡 شاخ سمن کز لباس شد «متجرد» «مآء سمآء» بر تنش کشیده ملابس
💡 عرق بر چهره ات گل یا گلابست و یا پروین به روی ماهتابست؟
💡 جهان ز شعر تو پوشد ملابس زینت فلک ز نطم تو سازد جواهر اکلیل