قلاد

لغت نامه دهخدا

قلاد. [ ق ِ ] ( ع اِ ) تار رویین که بر حلقه گوشواره و حلقه بینی شتر پیچند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
قلاد. [ ق َل ْ لا ] ( ع ص، اِ ) آب بخش. ( مهذب الاسماء ) ( ملخص اللغات حسن خطیب ). میراب. آبیار. اویار.

فرهنگ معین

(قِ ) [ ع. ] (اِ. ) تار روبین که بر حلقة گوشواره و حلقة بینی شتر پیچند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) تار رویین که بر حلقه گوشواره و حلقه بینی شتر پیچند.

ویکی واژه

تار روبین که بر حلقة گوشواره و حلقة بینی شتر پیچند.

جمله سازی با قلاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قلاده ای که ز منت به گردنش بندد هزار بار ز بار شتر فزون باشد

💡 اسعد قلاده (عربی: أسعد قلادة؛ زادهٔ ۲۰ نوامبر ۱۹۴۲) کارگردان تلویزیونی اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۱۹۶۴ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده‌است و کارگردان بسیاری از فیلم‌های کمدی موقعیت بوده‌است.

💡 سگان صید ورا چون قلاده نو باید زیال شیر به روز شکار خام کند

💡 (و به تعداد ۶۱ قلاده سگ در کلاس یک وجود داشت که فقط سه قلاده سگ موفق به نجات توسط صاحبان خود شدند)

💡 صائب نشد از توبه مرا نفس به فرمان گیرندگی سگ نشود کم به قلاده

💡 ز دست منت دو نان بگیر واعظ را چرا سگ تو بود در قلاده دگران!

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز