قطعیت
فرهنگ فارسی
ویکی واژه
جمله سازی با قطعیت
علامت صحت فقر آن است که بنده اندر کمال ولایت و قیام مشاهدت و فنای صفت، میترسد از زوال و قطعیت. پس به کمال آن رسید که از قطعیت بترسد.
نقل است که رابعه دایم گریان بودی. گفتند: این چندین چرا میگریی؟ گفت: از قطعیت میترسم که با او خو کرده ام. نباید که به وقت مرگ ندا آید که ما را نمیشایی.
و گفت: بلندترین مثقام خوف آنست که بنده خایف بود تا در علم خدای تقدیر او بر چه رفته است مردی دعوی خوف میکرد. گفت: در سر تو بیرون از خوف قطعیت هیچ خوف هست؟ گفت: هست. گفت: تو خدای را نشناخته ای و از قطعیت او نترسیده ای.
با صدور قرار قبولی اعادهدادرسی، پرونده از حالت مختومه خارج و مجدداً در مسیر رسیدگی قرار میگیرد: برای آن وقت رسیدگی تعیین میشود و طرفین آن احضار میگردند و از آن پس همانند سایر پروندههای جریانی با آن برخورد میشود و تشریفات رسیدگی بدوی یا تجدیدنظر (برحسب اینکه حکم موضوع اعادهدادرسی، حکم بدوی قطعیت یافته یا حکم قطعی بوده باشد) نسبت به آن اجرا میگردد.
عموماً کاربران میتوانند در هر زمانی قراردادشان را پایان دهند (و به این وسیله از ریسک و عدم قطعیت در نرخ بازگشت سرمایه بکاهند) و غالباً سرویسها زیر پوشش یک قرارداد سطح سرویس[واژهنامه ۲۰] با جریمههای مالی قرار میگیرند.
استارتآپها در ابتدا با عدم قطعیت زیادی مواجه میشوند و احتمال شکست آنها بالا است، به همین سبب، در نهایت تعداد کمی از آنها موفق و اثرگذار خواهند بود.